شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
106
مجمع الاحكام ( فارسى )
بود احوال مشايخ و خاندانهاى قديم نيكو بود و كار دهقانى و كشاورزى و عمارت زمين و جوىها و كاريزها با رونق و با خير « 1 » بود و همچنين حال عمارت كردن شهرها و جايها [ ى ] نيكو بود و اگر مستولى مشترى بود و مشترى « 2 » مسعود و قوىحال ، عدل و انصاف و راستى در كارها و وفادارى و صلاح و منافع بسيار در ميان مردمان ظاهر شود و حال وزيران و قاضيان و مردمان مهتر و بزرگ و اهل صلاح قوت گيرد * و ايشان را فراخ دستى پديد آيد ، و اگر مستولى مريخ بود و قوىحال بود كار لشكر و سپاهسالاران « 3 » و اهل سلاح « 4 » قوت گيرد « 5 » * و بر دشمنان ظفر يابند و سلاح خانهها [ ى ] آبادانى رونق پذيرد « 6 » ، و اگر مستولى آفتاب بود ، و مسعود و قوىحال بود سلاطين و ملوك نيكو بود ، خزاين ايشان معمور بود و بر دشمنان ظفر يابند و بر رعيت مهربان و بخشاينده « 7 » گردند و عدل و انصاف گسترانند ، « 8 » خاصه اگر مشترى به آفتاب ناظر بود ، و اگر مستولى زهره بود و زهره مسعود و قوى حال دليل موانست و لهو و نشاط و شادى بسيار و تزويج و توالد و تناسل بسيار و صلاح حال زنان و عفت ايشان بود ، و دليل بود بر بسيار ضيافت ساختن و زيادتى مروت برزيدن « 9 » مردمان خاصه در كار لباس و زنان در كار پيرايه و پاكيزگى و بوى خوش به كار داشتن « 10 » و شادى كردن . و اگر عطارد مستولى بود و نيكوحال « 11 » ، مردمان را ميل افتد به علم آموختن و ادب ورزيدن و صناعتهاى نيكو در ميان مردمان ظاهر شود و احوال علما و حكما و « 12 » اطبا و منجمان و كسانى كه در صنعت خويش حاذق « 13 » و استاد باشند ترقى كند « 14 » و بلند گردد ، و اگر ماه مستولى بود و
--> ( 1 ) . م . خبر . ( 2 ) . ح . پس از مشترى بو نوشته و خط زده است . ( 3 ) . م . سپهسالاران . ( 4 ) . م . صلاح . ( 5 ) . فاصله بين دو ستاره در م . نيست . ( 6 ) . م . پريزد . ( 7 ) . م . بخشاينده و مهربان . ( 8 ) . ح . و م . گستراند . ( 9 ) . م . ورزيدن . ( 10 ) . م . به كار بردن ( 11 ) . م . حال ندارد . ( 12 ) . م . اطببا . ( 13 ) . م . حادق . ( 14 ) . ح . و د . كنند .